خیلی وقته که نتونستم آپ کنم نمی دونم چرا حسابی تنبل شدم
اینمدتی که نبودم یه روزش رو رفتیم تولد امیر محمد گلم (۲۳ دی ) همه بچه ها شیرجه می زدن روی کیک آرتین هم هزار بار شمع فوت کرد
اونجا دوچرخه المانی روبرداشته بود و کل مهمونی با دوچرخه اون مشغول بود اعتیاد پیدا کرده نمی دونم باهاش چیکار کنم بعضی مواقع دوچرخه رو قایم می کنم ولی بس که التماس می کنه مجبور می شم بیارمش بیرون آخه نمی دونید چه حرکاتی رو انجام می ده مثلا روی صندلی دوچرخه سرپا می ایسته

چن روزی هم که مامانم اومده بود حسابی بهش عادت کرده بود وقتی مامان رفت آرتین خواب بود وقتی بیدار شد همه جا دنبال مامان منیر بود
آرتین عاشق کتابه هر جا که می ره با خوش می بره به عکسا نگاه می کنه و یه توضیحاتی رو به من می ده که اون بچه داره چیکار می کنه
توی یکی از کتاباش بچه ها رو با شکلای مختلف صورت آشنا می کنه یه بچه ای هست که ناراحته گیر داده به اون می گه چرا نی نی گریه می کنه ؟
می گه نی نی آم نه؟ (یعنی نی نی غذاشو نخورده) مامانش دوا ؟ (یعنی مامانش دعواش کرده )


آرتین خیلی وابسته لیلا شده وقتی خونه ست مدام سراغش رو می گیره نمی دونم چیکار کنم امروز هم از شانسمون لیلا می ره تهران موندم با دلتنگی خودم و آرتین چیکار کنم.
زحمت آرتینم رو هم باید بابا امیر بکشه و خونه بمونه
آرتین موقع خوابیدن اصرار داره که همه باهم بریم بخوابیم و هی می گه ده تایی یایایی (یعنی سه تایی لالا کنیم)
لباساش رو خودش می پوشه و می تونه در بیاره و زود می بره می ذاره داخل کمدش
مستقل تر عمل می کنه ولی شیطون تر شده نقاشی می کشه و مبلای خونه از دست مدادشمعی های آرتین جون سالم به در نمی برن
اتاقش رو مرتب می کنم و توی یه چشم به هم زدن به هم می ریزه همه اسباببازیاش رو کنارش می خواد دیگه خسته شدم الان دیگه سعی می کنم حساسیت به خرج ندم چیکار کنم من یه مامان کارمندم که بچه کوچولوی شیطون دارم اگه یه زمونی یه مهمونی سرزده اومد باید درکم کنه
خونه مادرشوهرم آرتین داشت شیرش رو می خورد هستی هم زود رفت شیشه اش رو از توی یخچال برداشت آورد و پیش آرتین دراز کشید بعدش المان بهونه گیری کرد و شیرش رو توی شیشه خواست بخوره خلاصه فقط در حال تقلید کردن از هم هستن

آرتین و ابراز محبتش به پسر دائیش امیر محمد

این پارکینگ کادوی تولد خاله سانازه آرتین خیلی دوسش داره


اینجا داره از من می پرسه چی بیشاژه؟(چی بسازم) منم بهش می گم برج بساز اونم اعتراض می کنه می گه نه ماتین(ماشین)


ماتین رو نتونسته بسازه رفته سراغ پارکینگش بهش گفتم آرتین چقدر با پارکینگت بازی می کنی یه کمی هم با اسباب بازیای دیگه بازی کن اونم ماشین سبزش رو انتخاب کرد


و اما اینم جذابترین مرد سال۲۰۱۰ آرتین رادمهر

من فدای تو بشم با این فیگورای قشنگی که می گیری

